رفع مشکل سایت و بارگذاری فایلهای دهه اول محرم ۱۳۹۴

رفع مشکل سایت و بارگذاری فایلهای دهه اول محرم ۱۳۹۴

بحمدالله مشکل سایت برطرف شد و در این پست سخنرانی دهه اول محرم با موضوع مهم و کاربردی اسلام عاشورای و اسلام اموی در بستر ظهور بارگذاری خواهد شد:

شب اول محرم

شب دوم محرم

شب سوم محرم

شب چهارم محرم

شب پنجم محرم

شب ششم محرم

شب هفتم محرم

شب هشتم محرم

شب نهم محرم

شب دهم محرم

شب یازدهم محرم

تبلور ولایت در علوم سیاسی – سخنرانی در دانشکده علوم سیاسی

تبلور ولایت در علوم سیاسی – سخنرانی در دانشکده علوم سیاسی

دانلود فایل صوتی:نشست ولایت در دانشکده علوم سیاسی

ما باید تمام تلاش خودمان را بکنیم تا عقلانیت بر جامعه حاکم شود. چه خونها باید ریخته شود تا عقل واقعا و حقیقتا حاکم بر جهان شود. تمام افراط ها و تفریطها، تمام فقر ها و فسادها و همه فلاکتها در یک کلمه ناشی از دوری از عقلانیت است.

کلام الله مجید صرفا ۴۹ بار از ریشه «عقل» استفاده کرده است و در غالب موارد با بدترین کنایه ها و توبیخ ها انسانها را دعوت به عقلانیت فرموده است.

این معجزه الهی برای همین الان ماست و همین الان هم بطور عمده دارد ما اقوام دانشگاهی را خطاب قرار می دهد. همین که بارها می فرماید لقوم یعقلون

بیشتر بخوانید

ختم شهید آقایی پور از مهاجران الی الله در فاجعه منا

ختم شهید آقایی پور از مهاجران الی الله در فاجعه منا

مرگ عبرتی است برای همه انسانها

در بعد فردی هر کس متوجه مرگ باشد از بسیاری از مفاسد و گناهان دوری می کند

دانلود فایل صوتی:شهدای منا

و اما در این قضیه کشتار منا نیز برای ما درس مهمی بود:

بیشتر بخوانید

نقش دین در مهندسی فرهنگی کشور (رادیو گفتگو)

نقش دین در مهندسی فرهنگی کشور (رادیو گفتگو)

حجت الاسلام میرلوحی به اسلام اشاره کرد و بیان داشت: اسلام تنها دین آخر و صحیح است و بر اساس قرآن و روایات دین مجموعه از اعتقادات و اخلاقیات است، یعنی تمام عناصر اصلی سازنده فرهنگ در دل اسلام وجود دارد و قطعا لزوم مدیریت فرهنگی اسلام بر جامعه احساس می شود.

دانلود فایل صوتی:نقش فرهنگ در مهندسی فرهنگ کشور

بیشتر بخوانید

دوستی یک وادی خطرناک!

دوستی یک وادی خطرناک!

دانلود فایل های صوتی:

قسمت اول- شهادت امام جواد

قسمت دوم- شهادت امام جواد

قسمت سوم-شهادت امام جواد

قد عاداک من ستر عنک الرشد اتباعا لما تهواه.  دشمنى کرده با تو کسى که جلو رستگارى ترا گرفته چون خواسته مطابق میل تو رفتار کند

اولا دقت کنیم که مساله دوستی یک مساله واقعا جدی و به تعبیری خطرناک است.

چرا می گویم خطرناک ؟ قرآن می فرماید : الْأَخِلاَّءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقین

بیشتر بخوانید

نمادسازی در سیره امام رضا علیه السلام

نمادسازی در سیره امام رضا علیه السلام

سخنرانی در اختتامیه برنامه کانون تابستانی مسجد ثامن الائمه علیهم السلام

یکی از فعالیت های بسیار برجسته امام رضا (ع) احیای شعائر و نمادهای الهی است:

دانلود فایل صوتی:نمادسازی امام رضاع

بیشتر بخوانید

پشت صحنه آماده سازی مراسم شهادت امام صادق علیه السلام

پشت صحنه آماده سازی مراسم شهادت امام صادق علیه السلام

دانلود فیلم: emam sadegh

برنامه آفتاب شرقی روز شهادت امام صادق علیه السلام قسمتی از برنامه خود را به آماده سازی برنامه شهادت امام صادق علیه السلام در دبیرستان امام صادق علیه السلام اختصاص داده است که با هم می بینیم…

صلح حسنی و توافق اتمی!

صلح حسنی و توافق اتمی!

رسول الله ص:ثُمَّ فَتَقَ نُورَ وَلَدِیَ الْحَسَنِ وَ خَلَقَ مِنْهُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ فَالشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ مِنْ نُورِ وَلَدِیَ الْحَسَنِ وَ نُورُ الْحَسَنِ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ الْحَسَنُ أَفْضَلُ مِنَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ(مصباح الانوار)

دانلود فایل صوتی:صلح حسنی و توافق اتمی

یکی از نکات کلیدی فراموش شده در رابطه با تبلیغ دین اسلام این است که بهیچ وجه در صدد این نیست که بزور مردم را به سمت خود هدایت کند. تعابیری که در قرآن مکررا خطاب به پیغمبر فرموده است که و ما علیک الاالبلاغ – و ما علی الرسول الا البلاغ – لعلک باخع نفسک – ما انزلنا علیک القرآن لتشقی

مثل الامام کالکعبه اذ توتی و لا تاتی.

در واقع خدای متعال می فرماید اگر بنابر عدل است صرفا من باید راه روشن را نشان دهم، اما شاکرا و اما کفورا. فطرت بعنوان حجت درونی خود بخود به دین رهنمون می شود.البته خدای متعال از باب فضلش بسیاری مواقع زیادتر از حد هم آیه می آورد.

عزیزان مواظب فطرتمان باشیم. یک وقت خاک نگیرد.زیادی خاک بگیرد حقایق را هم نمی بینیم ها. کسی که عینکش کثیف و خاکی شود همه چیز را کج و کوله می بیند. دارد در دره می افتد ولی جلوی خودش را درست نمی بیند.

ثم کان عاقبه الذین اساءوا السوءی ان کذبوا بآیات الله. تدریجی هم هست

خدا به انسانیت ما احترام می گذارد. می گوید او افضل مخلوقات است باید فرقی با بقیه داشته باشد، لذا می گوید من می گذارم در این وادی امتحان خودش امتحان کند.البته راه یافتن پاسخ ها را قبلا به او گفته ام ولی خودش باید قبلاخوانده باشد. امتحانش می کنیم ببینیم خوانده یانه

لذا ما وقتی استدلال می کنیم به اینکه چرا در قرآن اسم اهل البیت علیهم السلام نیامده به همین که خدا نمی خواهد بزور مردم را هدایت کند ، گفته این قرآن این هم مفسرش پیغمبر اگر پیغمبر را قبول داری ده بار گفته این علی امام است

این معنی صحیح لااکراه فی الدین  است . نه اینکه بگوییم خب در اسلام با هیچ خلافکاری نباید با اجبار برخورد کرد تا احکام اسلامی را رعایت کند. ببینید حکومت اسلامی وظیفه دارد امنیت اخلاقی و روانی جامعه را حفظ کند و با عوامل بی نظمی مقابله می کند.در واقع با جهنمی شدن جامعه باید مقابله کرد ولی بزور هم کسی را نباید برد بهشت.به تعبیری هدایت مردم اجباری نیست ولی برقراری احکام اسلامی در حکومت اسلامی اجباری است.این مطلب بسیار دقیق است.

حالا برخی آمده اند گفته اند نگاه کنید اگر حجاب اجباری نباشد ما بهتر می توانیم مردم را به حجاب دعوت کنیم. برادر من عزیز من شما با این استدلال می توانید زیراب حکومت اسلامی را بزنید چرا که اگر برقراری احکام اسلام اجباری نباشد راحت تر می شود مردم را به اسلام دعوت کرد.عزیز من حکم اسلام اگر این باشد که هست ما نمی توانیم از طرف خودمان مصلحت سنجی کنیم و بگوییم اینگونه باشد مثلا بهتر است. آقا به حساب ما بهتر بود اسم علی بن ابیطالب در قرآن می آمد کار تمام می شد.

 

سوال اصلی ای که می خواهیم بیشتر به صورتش بپردازیم این است که چرا امام حسن علیه السلام با این جایگاه رفیع اجتماعی که داشتند اینقدر خودشان رابه زحمت انداختند؟ چرا برخلاف قاعده عدل حضرت این همه زحمت را متحمل شدند؟

این سوال آن وقت بسیار حساس می شود که شما وقتی انبوه روایات بسیار مشهور و سر زبان های مسلمانان آنموقع رو می بینید:

بخارى از ابى بکر نقل مى‏کند که گفت: «رایت النبى صلى الله علیه و آله على المنبر والحسن بن على معه وهو یقبل على الناس مره و ینظر الیه مره و یقول: ابنى هذا سید(۸)؛ دیدم نبى اکرم صلى الله علیه و آله را که بر فراز منبر بود، و حسن بن على هم با او بود. او گاهى به مردم رو مى‏کرد و گاهى به حسن، و مى‏فرمود: این فرزند من [سید و] آقاست .» و مى‏فرمود: «من احب الحسن والحسین فقد احبنى ومن ابغضهما فقد ابغضنى (۹)؛ هر که حسن و حسین را دوست ‏بدارد، مرا دوست دارد، و هر که با آن دو دشمنى کند با من دشمنى کرده است.»

در این حدیث علاوه بر محبوبیت امام حسن علیه السلام در نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله که خود نشانه فضیلت است، محبت او و برادرش حسین علیه السلام معیار فضیلت و خوبى‏ها قرار داده شده است، چنان که دشمنى آن دو، نشانه مبغوضیت نزد رسول خدا و پلیدى است.

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در جاى دیگرى فرمود: «هما سیدا شباب اهل الجنه و هما ریحانتى (۱۰)؛  آن دو (حسن و حسین) آقاى جوانان بهشت و ریحانه من هستند.»

این حدیث آن چنان مشهور بود در میان مسلمانان که آمدند از حسن شهرت این حدیث استفاده کردند و گفتند ابوبکر و عمر سیدا کهول اهل الجنه و مسلم و بخاری هم البته بدون سند این را نقل کردند

ببینید زمانه زمانه ایست که امام حسن علیه السلام خون دلهایی که پدرش خورده است را دیده است.این همه فریادهای علی بر سر کوفیان را که چرا همراهی نمی کنید، اینهمه نیرنگهای نزدیکترین افراد در جمل را دیده است.

از آن طرف به تعبیر امروزی معاویه شده ابرقدرت در منطقه شام. امپراطوری تشکیل داده است.سپاه عظیمی هم با زر و زور و تزویر آماده کرده است. همین مردم هم علی را به شهادت رسانده اند.

اجازه بدید کمی اوضاع آن زمان را تشریح کنیم:

شامگاه ۲۱ رمضان سال ۴۰ هجری پدر حضرت به شهادت رسیده حضرت در ۳۷ سالگی منبر می روند. از فضائل علی بن ابیطالب می گویند.حضرت گریه می کند و مردم هم گریه می کند. بعد حضرت فضائل خویش و جایگاه امامت را تشریح می فرماید و آیه قل لا اسئلکم

آنگاه،امام نشست و عبد الله بن عباس برخاست و گفت:

مردم!،این-اشاره به امام حسن (ع) -فرزند پیامبر شما و جانشین على (ع) و امام شماست،با او بیعت کنید!مردم،گروها گروه،بدو روى آوردند و بیعت کردند. خب بیعت که هزینه ای ندارد!

معاویه مطلع می شود و جاسوسانی می فرستد تا از درون امت را فاسد کند. همانطور که قرآن می فرماید در عید غدیر در جامعه ای که ولایت الله باشد دیگر از هیچ دشمنی نباید ترسید جز از درون. از سست ایمان درونی.سیاستمداران ترسوی داخل امت اسلامی

حضرت نامه می نویسند به معاویه که من جاسوسانت را گرفتم. تو هم با من بیعت کن. تو دستورات رسول خدا مبنی بر امامت من را می دانی.

معاویه در پاسخ نوشت:

«…حال من و تو،همانند حال پیشین شما خاندان با ابو بکر است،یعنى به همانگونه که ابو بکر، به بهانه ى تجربه ى بیشتر،مقام خلافت را از على (ع) گرفت،من نیز، خود را از تو سزاوارتر مى بینم،و اگر مى دانستم که تو بهتر از من به امور مردم مى رسى و با دشمن رویارویى مى کنى، بیعت مى کردم اما مى دانى که من از تو سابقه یى بیشتر دارم پس بهتر آنکه تو پیرو من باشى، من نیز قول مى دهم که خلافت مسلمانان پس از من با تو باشد و هم هر چه بیت المال عراق است از آن تو و نیز خراج و درآمد،هر ناحیه از عراق را که بخواهى،در اختیار تو خواهم گذارد… و السلام »

معاویه،به بهانه ى ایجاد وحدت اسلامى و پیشگیرى از اختلاف و اغتشاش،به عمال خود نوشت که:با لشگر به سوى من آیید و آنان همان کردند که او گفت.

خب عده ای که ابرقدرتی را معاویه دیدند رفتند به سمت معاویه و نیز فضای جامعه بسیار نا امن شده بود. بصورتی که جاسوسان معاویه مامور به کشتن حضرت شده بودند و حلقه نزدیک امام هم معلوم نبود چقدر همراه امام است .

آقا حالا که اینطور است شما وظیفه ات را انجام دادی بس است رهاکن مردم را!

امام نیز،به حجر بن عدى کندى،فرمان داد تا فرمانداران و هم مردم را براى جنگ آماده سازد.

منادى به آیین آن زمان،در کوچه هاى کوفه،فریاد«الصلاه »برداشت و مردم به مسجد ریختند. امام بر منبر فراز آمد و فرمود:

معاویه به جنگ سوى شما آمده است،شما نیز به اردوگاه نخیله بروید…!همه،ساکت ماندند.

آقا حالا که اینطور است شما وظیفه ات را انجام دادی بس است رهاکن مردم را!

عدى،فرزند حاتم طائى معروف،از جاى برخاست که:من پسر حاتم هستم،سبحان الله،این سکوت مرگبار چیست که جانتان را فرا گرفته است؟

چرا به امام و پسر پیامبرتان پاسخ نمى دهید…از خشم خدا بیم کنید،مگر شما از ننگ،باک ندارید…؟

آنگاه،رو به امام کرد و گفت:گفتار شما را شنیدیم و با جان و دل به فرمانیم،و افزود که:

من،هم اکنون به اردوگاه مى روم،هر که مایل است به من به پیوندد.

قیس بن سعد بن عباده و معقل بن قیس ریاحى و زیاد بن صعصعه ى تیمى نیز با سخنرانیهاى شور انگیز،مردمان را به جنگ راغب ساختند و به تجهیز سپاه از مردم پرداختند و آنگاه همه به اردوگاه رفتند

انبوه جمعیت در اردوگاه،به جز شیعیان،از این چند دسته نیز فراهم آمده بود:

۱-خوارج،که تنها براى جنگ با معاویه آمده بودند نه به جانبدارى از امام.

۲-آزمندانى که دنبال غنائم جنگى بودند.

۳-آنان که به پیروى از روساى قبیله ها،شرکت کرده بودند و انگیزه ى دینى نداشتند

آقا حالا که اینطور است شما وظیفه ات را انجام دادی بس است رهاکن مردم را!

امام (ع) ،گروهى از این سپاهیان را،به سپهسالارى حکم به شهر انبار فرستاد،اما حکم با معاویه ساخت،-همچنانکه سرپرست بعدى-امام خود به ساباط مدائن رفت و از آنجا ۱۲ هزار نفر را به عنوان پیشاهنگ جنگ به سالارى عبید الله بن عباس،به رزم با معاویه گسیل داشت و قیس بن سعد بن عباده ى انصارى را هم معاون کرد که اگر عبید الله از میان رفت،او سپهسالار گردد.

و اما سپهسالار اصلى لشکر،یعنى عبید الله بن عباس،تنها به وعده ى همان پول،فریفته شد و شبانه با گروهى از خاصان خویش،به سوى معاویه گریخت.بامداد آن روز،سپاه،بى سر پرست ماند،

آقا حالا که اینطور است شما وظیفه ات را انجام دادی بس است رهاکن مردم را!

پس قیس با مردم نماز گزارد و سپهسالار شد و جریان را به امام گزارش داد

معاویه در صدد بر آمد که قیس را بفریبد و یک میلیون درهم نزد قیس فرستاد تا با او همدست شود یا دست کم ازامام دست بردارد،قیس پاسخ داد که:به نیرنگ،دین مرا نمى توانى از دستم بگیرى.

قیس دلیرانه مى جنگید،معاویه چون راه فریب او را مسدود یافت جاسوسانى به میان لشگر امام فرستاد که به دروغ جریان صلح قیس با معاویه را بپراکنند و نیز گروه دیگرى را در میان لشگر قیس که بگویند:

امام حسن با معاویه صلح کرده است

بدینترتیب،خوارج و آنانکه با صلح موافق نبودند،از این خدعه،فریفته شدند و ناگهان به حالت عصیانى به خیمه ى امام ریختند و به غارت پرداختند و حتى فرش زیر پاى امام را ربودند و ضربه اى به ران آن حضرت وارد آوردند که از خونریزى شدید،امام به حالت وخیمى در افتادند. ..

آقا حالا که اینطور است شما وظیفه ات را انجام دادی بس است رهاکن مردم را!

یاران امام،آن گرامى را به مدائن،به سراى سعد بن مسعودثقفى-فرماندار مدائن،که از طرف حضرت على (ع) منصوب شده بود-بردند.امام (ع) مدتى در خانه ى ثقفى به معالجه پرداخت. در این بین به او گفتند،برخى از روساى قبائل-که انگیزه ى دینى نداشتند و یا با امام به دشمنکامى مى زیستند-به معاویه در پنهان نوشته اند که:اگر به عراق آیى،پیمان مى بندیم که امام (ع) را به تو بسپاریم.

معاویه،نامه هاى اینان را،عینا نزد امام فرستاد و تقاضاى صلح کرد با این پیمان که هر شرطى که امام بفرماید،پذیرا خواهد شد

امام،به شدت بیمار بود و هم،یارانش از هر سو پراکنده شده بودند و لشگریان و سربازان،از جهت ایده ئولوژى و اهداف،یگانگى نداشتند و هر یک سازى جدا مى نواختند و در راهى دیگر، مى تاختند…و بارى،از هیچ سو و به هیچ رو،ادامه ى جنگ به سود شیعیان و حتى اسلام نبود، چرا که معاویه اگر به وسیله جنگ،رسما پیروز مى شد،اساس اسلام را از هم مى پاشید،و هم دودمان همه ى شیعیان-مسلمانان راستین-را از زمین بر مى چید.

پس،ناگزیر،امام با شرایطى بسیار و سخت،به صلح تن در داد

برخى از مفاد این شرایط از این قرار است:

۱-خون شیعیان،محترم و محفوظ بماند و حقوقشان پایمال نگردد.

۲-به على (ع) دشنام ندهند

۳-معاویه،از در آمد-دارابگرد-یک میلیون درهم،بین یتیمان جنگ جمل و صفین،تقسیم کند.

۴-امام (ع) ،معاویه را،«امیر المؤمنین »نمى خواند

۵-معاویه باید بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) عمل کند

۶-معاویه،پس از مرگ،خلافت را به دیگرى وانگذارد

 آقا شما از اول آقایی خودت را می کردی وارد دعوا نمی شدی. مردم که نیامدند رها می کردی کار را. همین ایراد را البته با لحن بدتری همین آقای حجربن عدی گفت یا مذل المومنین (البته برخی نقل را ضعیف می دانند ولی بهرحال در غالب منابع گفته اند یکی از شیعیان یا اصحاب حضرت گفتند این را.مرحوم مجلسی می فرماید رجل من اصحاب الحسن)

همین یک جمله را اگر دقت بکنید به اوج جهل و بصیرت کم و ضعف ایمان مردم پی می برید.

بهانه معاویه را دیدید، تنش زدایی، جنگ بس است، آرامش داشته باشیم.

خب بله ظاهر حرف چقدر زیباست شیعیان می گفتند بابا زمان پیغمبر، همش جنگ، زمان علی جتگ، بس است دیگر بیایید تنش زدایی کنیم. دیگر. با کدخدا بسازیم ابرقدرت است . بس است.

چقدر امام حسن علیه السلام تلاش کرد مردم را از جهالت دربیاورد.اینها می خواهند عدالت را از بین ببرند.تبعیض ها و ظلم و جورهای جاهلیت را برگردانند و دین شما را بگیرند.

حضرت می خواست به مردم بفهماند با سرکار آمدن این قدرت برای شما آرامش برقرار نمی شود. سرمایه های شما را می گیرد.خون شما شیعیان را می ریزد مگر اینکه به دین او بگروید.آخر سر از جهالت و عدم همراهی یاران حضرت مجبور به صلح شد.مفاد صلحنامه البته پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ است ولی فردای توافق و بعد از مذاکرات معاویه توافقنامه را پاره کرد و زیر پا انداخت و فکت شیت خودش را ارائه کرد.

چه چیزی این مصیبت معاویه را بر اسلام تحمیل کرد. جز جهالت و عدم همراهی مردم با ولایت. جز سست ایمانی. جز بزک شدن چهره معاویه به عنوان تنش زدایی.و نتیجه آن جز سرافکندگی شیعیان در مقابل امامشان نبود. او فریاد عزت آنها را داشت ولی آنها سرمست درهم و دینار های آمده از طرف معاویه شدند. او آنها را به استقامت دعوت می کرد ولی آنها ساکت بودند.

چرا این تجربه های تاریخی را فراموش کنیم. عیدی کرامت امام حسن علیه السلام به ما همین باشد که عزت را در همراهی ولایت بدانیم.

ماه قرار و بنده ی فراری!-یادداشتی برای پارسنیوز-

ماه قرار و بنده ی فراری!-یادداشتی برای پارسنیوز-

پایگاه خبری تحلیلی «پارس»- حجت الاسلام محمد حسین میرلوحی در یادداشتی برای پارس نوشته است:

برخلاف تصور عام یکی از دلائل اصلی دین گریزی و فرار از دین، فراموش کردن سلطه مطلق الهی است. لا یمکن الفرار من حکومتک! اگر بی تعارف به جوانانمان القاء می کردیم که دست بسته تقدیر او هستیم، دین شیرینترین لذت آنها می شد، به مثال زیر دقت کنید:

یکی از آموزش های پایه ای که به غریق نجات ها یاد می دهند این است که تو باید بدانی کسی که دارد غرق می شود حتما به تو چنگ می زند و اگر نزدیکش شوی با کوفتن دستهایش بر سر تو کارت را سخت بلکه نشدنی می کند، پس باید او را از پشت در بر بگیری که هرچه هم دست و پا بزند نتواند تو را مجروح کند. بعد از چند ثانیه که فهمید در آغوش تو آرام به ساحل آرامش می رسد دیگر دست و پا نمی زند.

این عمر کوتاه ما همین چند ثانیه است که اگر خود را در آغوش خدا قرار دهیم طوفانها هم با او لذت دارد و می دانی که به ساحل امن می رسی. دست قضا و قدر او تو را محکم از پشت گرفته و هر چه دست و پا بزنی و بالا و پایین بپری و آتش بسوزانی ضرری به خدا نمی رسد.

قَالَ عِیسَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا الْعِبَادَهُ قَالَ حُسْنُ النِّیَّهِ بِالطَّاعَهِ مِنَ الْوُجُوهِ الَّتِی یُطَاعُ اللَّهُ مِنْهَا (مشکاه الانوار/۱۱۱)عیسی بن عبدالله از امام صادق علیه السلام می پرسد فدایت شوم عبادت چیست؟ فرمود: نیکویی نیت به اطاعت از همه اطراف. در مثال ما گرچه غریق نجات به این سو و آن سو تو را می کشد گاه گردنت را سفت می گیرد گاه آرامتر گاه بالا می رود گاه پایین می رود اما در همه ی این لحظات اگر مطیع محض او باشی و آرام عنان خود را در دست او قرار دهی، هر طرف که خاطر خواه اوست از حلقه ای که بر گردن توست بروی ، به ساحل نجات می رسی.

هر چه بیشتر دست و پا بزنی آب بیشتر به حلقت فرو می رود، تو فقط باید مطیع چرخش های او باشی، نه نه اصلا چرا این گونه بگوییم، بالاتر برویم، با عشق در آغوش او قرار بگیر، بدان تنها او نجات بخش توست: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَهَ فَعَانَقَهَا وَ أَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَ بَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ وَ تَفَرَّغَ لَهَا فَهُوَ لَا یُبَالِی عَلَى مَا أَصْبَحَ مِنَ الدُّنْیَا عَلَى عُسْرٍ أَمْ عَلَى یُسْرٍ. (مشکاه الانوار/۱۱۲)پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس عاشق بندگی باشد، او را در آغوش می گیرد، با قلب خویش او را دوست می دارد، با بدنش مباشرت به او می کند و آسوده در دامنش می افتد، فلذا کاری ندارد دنیا با سختی و آسانی اش به او چه روا می دارد.

ماه خدا ماه رمضان بهترین فرصت برای درک این مفهوم است که : بنده ی فراری خدا! برای چه تو که در آغوش ارحم الراحمین هستی، دنبال چیز دیگری می گردی. این ماه بنابر روایات ماهیست که منادی الهی بی واسطه ، نزدیک تر از هر وقت دیگری فریاد می زند: هل من سائل؟ آیا کسی هست چیزی از من بخواهد تا بی درنگ به او تقدیم کنم؟ بنده ی من بدان کس دیگری قدرتی در این عالم ندارد که حوائج تو را برآورده سازد.

به تعبیر ساده تر این ماه، یک دوره ی سی روزه ی باوراندن نفس به این مفهوم است که بنده ی او باش. این ماه دست شیطان را از پشت بسته ام، ابواب رحمت خودم را بیش از پیش باز کرده ام، یک آیه با من صحبت کنی من به حساب تمام قرآن می گذارم،  روزه بداری حتی نفس بزنی حتی بخوابی عبادت تلقی می کنم ، در روزهای بلندگرم کف نفس کنی هزار ملک را موکلت می کنم که به تو بشارت بدهند و….ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو در این ماه بیش از هر زمان بفهمی که راه فراری نداری  و در عین حال با تمام وجود «قرار» را دریابی.

نگران این نباش که از بس غریق نجات را اذیت کردی وقتی به ساحل برسی او عقده هایش را سرت خالی می کند، نه، کار او همین است، او بی محلی و کم لطفی می بیند، حتی تو از شدت ترس و اضطراب گاه از او جدا می شوی ولی باز او به سراغت می آید او فراموش می کند چه کرده ای!

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «انما سمی الرمضان لانه یرمض الذنوب(بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۵۵، ص ۳۴۱)؛ ماه رمضان به این نام خوانده شده است، زیرا گناهان را می سوزاند» این دوره ی آموزشی سوابق بد تو از نامه اعمالت پاک می شود، اصلا صفحه اعمال زشتت را خودش می کند و آتش می زند انگار نه انگار چنین صفحه ی زشتی در روزگار از تو گذشته است.

پس ای عزیز، کوشش و جهد کن خود را بیش از پیش در اختیار حاکم و سلطان علی الاطلاقت قرار دهی و دست بسته ی او باشی، خود را در دامن او رها کنی و به فرامینش گوش فرادهی که اوست تنها ناجی تو. اما فراموش نکن او فقط کسانی را قصد نجات دارد که صاحب و مولای خود را امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف داند که زین العابدین علیه السلام فرمود: و لو أن رجلا عمّر ما عمّر نوح علیه السلام فی قومه ، یصوم النهار و یقوم اللیل فی ذلک الموضع، ثم لقی اللّه تعالى بغیر ولایتنا لم ینفعه ذلک.(شرح الاخبار، ج۳ / ۴۸۰) اگر فردی عمر نوح کند، روزها روزه و شبها مشغول عبادت  اما موالی ولایت اهل البیت علیهم السلام نباشد (آن نماز و روزه) در موقع حساب و کتاب ، ذره ای برای او سود ندارد.

دعای ما در این شبها: اللهم عجل لولیک الفرج